مصاحبه مراد با مجله XAI یونان-آگوست 2013
با توجه به اینکه زمینه تحصیلی و کاری شما کاملا متفاوته، کارتون در تلویزیون چه طور شروع شد؟
وقتی تو دانشگاه درس می خوندم به تئاتر خیلی علاقه داشتم. ما اونجا تئاتر داشتیم و یادم هست که به گروه تئاتر شکسپیر پیوستم و کار در چنین بستر حرفه ای من رو حسابی علاقه مند کرد.
آیا خانواده از تصمیم شما حمایت کرد؟ چون می دونیم که در ترکیه در چنین زمینه هایی خیلی مشکل وجود داره.
اولش مثل یه عادت بود. علاوه بر این، اونا فرصت نداشتن که کارای تئاتری من رو پی گیری کنن. اولین باری که خانواده، من رو تو تلویزیون دید ازم حمایت کردن و این حمایت تا الان هم ادامه داشته. اونا با انتخاب من هیچ مشکلی نداشتن.
اولین نقشی که بازی کردی چه طور بود؟ برای انجامش خیلی تلاش کردی یا بخت و اقبال هم به کمکت اومد؟
کمدی رو خیلی دوست داشتم ولی نقش اولم یه کار درام بود. وقتی اولین جملات رو به زبون آوردم همه حتی خودمم خندشون گرفت. بعد از اون هر نقشی که قبول کردم حسابی روش کار کردم .
در یونان، بازی شما در "عاصی" و "عشق و جزا" به نظر فوق العاده بود. بازی در این دو سریال چه طور روی زندگیت اثر گذاشت؟ آیا تونستی چیز مثبتی به دست بیاری؟
نه خیلی، این چیزا روی زندگی شخصیم تاثیری نداشت. البته آدم می تونه از زندگی شخصیش، ایده هاش و غیره در زمینه کاریش استفاده کنه ولی معنیش این نیست که آدم در زندگی شخصیش همون طوری باشه که در کارش هم همون طوره. کار و زندگی شخصی دو چیز کاملا مختلف هستند.
دوست داری که زندگی شخصیت از زندگی کاریت متمایز باشه؟
بله البته. اینا دو موضوع کاملا متفاوت هستند. بعضی وقتها، آدم مشکلات کاری رو با خودش به خونه می یاره ولی همیشه این اتفاق نمی افته.
فیلم برداری معمولا چه قدر طول می کشه؟
بعضی صحنه ها واقعا مشکل هستند. فیلمبرداری 90 تا 100 دقیقه طول می کشه، چیزی که در هیچ کشور دیگه ای اتفاق نمی افته.
اگر شما از یک شبکه تلویزیونی یونان، برای بازی در یک سریال پیشنهاد داشته باشی، قبول می کنی؟
تا حالا بهش فکر نکردم ولی بعید می دونم بتونم از عهدش برآم. اگه بخوام، به راحتی می تونم نقش یه مرد ترک رو بازی کنم ولی پذیرفتن نقش یه مرد یونانی برام خیلی مشکله ( مراد می خندد)
فکر می کنید راز موفقیت شما چیه؟
دلایل زیادی هست، خیلی سخته که این دلایل رو کنار هم بچینم و بگم این دلیل یا اون دلیل موثر بود ولی چیزی که خیلی بهم کمک کرد این بود که من به خانوادم خیلی نزدیک بودم و همیشه می تونستم روی حمایتشون حساب کنم.
در کشور ما(یونان) شما یک باشگاه هواداران بزرگ از زنان و دختران جوان دارید، این همه علاقه و دوست داشتن رو چه طور به دست آوردید؟
وقتی کسی دوستِت داشته باشه خیلی خوبه و این نقطه قوت منه. من حداکثر سعی و تلاشم رو می کنم و امیدوارم که اونا همچنان من رو دوست داشته باشن.
در مورد کتاب "مراد ییلدیریم، پل تمدن ها" که در حال انتشاره. این کتاب در مورد سفر به بناهای تاریخی میراث جهانی یونسکو در یونان و آناتولی هستش. کدوم یکی از اینا هدف شما بوده؟
ما هنوز در مرحله مقدماتی هستیم و داریم تحقیق می کنیم. امیدوارم چیز خوبی از آب در بیاد، ولی مطمئنم وقتی کار تموم بشه می تونم ایده های بهتری به شما بدم.
اگر موافق باشید این مصاحبه رو با یکی از جملات شما به زبان یونانی تموم کنیم؟
Ellada s’agapo ، دوستت دارم یونان.
تنها چیزی که داریم عشق است و جز عشق و احترام درقلبهایمان چیز دیگری نیست .....از شهرها و کشورهای مختلفی گرد هم آمده ایم ............خودمان هم نمی دانیم چطور .......چطور همدیگر را پیدا کرده ایم ..........خودمان هم نمی دانیم ............. همه چیز با یک نام شروع شد Murat Yildirim و ...............به صفحه های ما در فیس بوک هم بپیوندید. " Murat Yildirim & عاصی _عشق و جزا _ سوسکونلار " همچنین پیج جدید ما نیز با افتخار میزبان شما خواهد بود